X
تبلیغات
زولا
  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 21 مهر 1388

خیلی جالبه!!!!!!

میخواد به همه اعلام کنه که از هم جدا شدیم..............


میگفت تو یونی مثل همیشه میمونم باهات اما حالا شورشو درآورده

بازم با متین و هرچی آدم که میگفت ازشون دور شده، صمیمی شده و داره عذابم میده..... چرا انقد تابلو میکنه که از هم جدا شدیم؟!!! چرا فقط یکم فکر نمیکنه که با این کاراش چه زجری میکشم؟!!!مگه مسلمون نیست؟مگه خدا رو نمیشناسه؟! چرا منو وسط اینهمه کنایه ی بچه ها تنها میذاره؟!! چرا؟!!!!!! مگه چیکارش کردم؟!!! مگه چه بدی در حقش کردم؟؟!!!! کاش میومد حرفامو میخوند و جوابمو میداد اما هیچوقت نمیاد....

چشمام میسوزه انقد گریه کردم


حالم خیلی بده

خدایا بخاطر مامان و بابا هم صبر بده تا بازم کارم به بیمارستان نکشه......

دارم میمیرم خداااااااااااا